(عکس از گوگل)

قبل از شروع این قسمت لازم میدانم از پست قبلی نتیجه گیری داشته باشم. من در پست قبلی با نوشتن یک مثال سعی بر انتقال موضوع داشتم اما نتیجه گیری پست قبلی را بصورت زیر خلاصه میکنم:


1- امتحان زبان آکادمیک با نمره قابل قبول دانشگاههای کانادا

2- همراه داشتن همه سوابق تحصیلی خود به همراه ترجمه رسمی و قانونی مورد تایید وزارت علوم

3- همراه داشتن ریز موضوعات درسی برای هر واحد درسی مورد تایید وزارت علوم

4- انتخاب یک مدرک ، رشته  یا چند درس مرتبط با تخصص و مدارک تحصیلی خود

5- انتخاب محلی برای ثبت نام در شهر محل اقامت خود(معتبر بودن مرکزآموزشی براحتی توسط سایتهای معتبر دولتی قابل ارزشیابی خواهد بود).مورد دوم لزومی نداره در دانشگاهی که رتبه جهانی بالایی دارد ثبت نام کنید چون هرچه سطح علمی دانشگاه بالاتر پذیرش سخت تر خواهد بود و مطمئنا" شما نمیتوانید پذیرش بگیریدچون سطح انتظارات دانشگاه از دانشجو بالاتر و تعداد نفرات اقدام کننده و لیست های انتظار طولانی تر خواهد بود. شعار اینکه حالا که من میخوام برم دانشگاه بهتر است بهترین دانشگاه بروم را کنار بگذارید و سعی کنید محلی را انتخاب کنید که به صورت کاربردی دانشجو به بازار کار وارد میکند. دانشگاههای برتر کانادا از سراسر دنیا ثبت نامی دارند و افراد با رتبه های علمی بالاتری را انتخاب میکنند و ورود سخت تر خواهد بود.

6- در نظر داشتن انجمن های تخصصی مرتبط با رشته تحصیلی و کاری شما در کانادا و ثبت نام در آنها( به عنوان مثال انجمن معماران کانادا دارای ضوابط سختی میباشد و چون نیاز به گذراندن دروسی دارد باید توجه لازم را داشته و صبر و شکیبایی را فراموش نکنید)

7- حتی الامکان از تغییر رشته خودداری کنید مگر اینکه رشته شما واقعا" در کانادا جایگاه اقتصادی نداشته باشد.


خوب با جمع آوری مدارک گفته شده بالا میتوانید با آسودگی خاطر بیشتری قدم به سرزمین جدید کانادا بگذارید. نکته مهمی که همیشه من به همه دوستان یادآور میشوم دوری از امواج منفی دیگران است. دوستان و خانواده های مقیم کانادا همگی قابل احترام هستند ولی اگر در بین آنها کسی متاسفانه دارای امواج منفی است میتوانید برای احترام به این شخص فقط شنونده باشید. ما پس از ورود به کانادا دنبال ارتباط با دیگر ایرانیان و پیدا کردن دوستان جدید و خوش گذرانی نیستیم. بایستی واقع بینانه به قضیه نگاه کنیم. ما با چند تا چمدان و مقداری پول که آنهم به هزار مکافات و قیمت های ثانیه ای تبدیل به دلار کردیم پا به این مکان میگذاریم. میخواهیم موفق شویم. تفریحات منعی ندارد ولی زمان در کانادا ارزش بسیاری دارد. فرض کنید شما همه 7 مورد بالا را انجام داده وارد کانادا شوید. قدم بعد از کارهای قانونی اولیه حضور در دانشگاه و یا کالجی است که از قبل انتخاب کردید. ثبت نام را انجام داده تا برنامه زمانی مشخصی در دست داشته باشید. فرض کنید تا شروع دانشگاه دو ماه فرصت دارید. این زمان بایستی برای تقویت زبان و تفریحات صرف بشود. از کسی سوال نکنید کدام کالج یا دانشگاه بهتر هست. همان که خود از طریق سایت های رسمی دولتی دیده اید همان هست. اینجا آمارها رسمی و واقعی است و از بین مردم هم جمع آوری نمیشود. منابع کاملا" رسمی داشته و با به دنبال کردن همه دانشجویان و موقعیت های کاری آنها ایجاد شده است. پس از ثبت نام شما میتوانید از طریق سایت کتابفروشی دانشگاه مستقیما" نام کتابهای مرتبط با درس خود را پیدا کنید. اگر چه باید برای گرفتن ریز موضوعات درسی تا روز اول کلاس منتظر شوید ولی با داشتن کتاب و مرور آن با آمادگی بیشتری وارد محیط آکادمیک خواهید شد. اینگونه کتابها در سایتهای دانشگاهی بسیار گران هست. میتوانید در سایت کتابخانه عمومی شهر جستجو کنید و اگر باز هم پیدا نکردید میتوانید از سایتهای حراجی شهری ویا بهترین مرجه کتاب در آمریکا و کانادا سایت آمازون به صورت دست دوم خرید کنید. دقت کنید نام کتاب - نویسنده - سال چاپ و ویرایش را دقیقا" از سایت کتابفروشی دانشگاه برداشت کنید. Amazon.ca مرجع کانادایی سایت آمازون میباشد. چند وقتی است به دلیل تغییرات ناشی از ارز در بازرهای جهانی سایت اصلی و آمریکایی که بیشتر موارد از قیمت های بهتری برخوردار است از فروش و ارسال کتاب به کانادا خودداری کرده و با نشان دادن پیغامی شما را به سایت آمازون در کانادا هدایت میکند.


(عکس از گوگل)

خوب یک از مزیت های دانشجویی استفاده از تخفیفات دانشجویی در اماکن مختلف است. به عنوان مثال شما میتوانید از مزایای رایگان بانکی در کانادا که برای دانشجویان در نظر گرفته شده است استفاده کنید. شما هزینه سالیانه برای کردیت کارت پرداخت نمی کنید، ترانزاکشنهای حساب معمولی شما رایگان خواهد شد و خدمات دیگر بانکی... اما این تخفیفات فقط به بانک خلاصه نمیشود. به عنوان مثال میتوانید از کارتهای مخصوص چهارماهه سیستم حمل و نقل شهری با قیمت بسیار مناسب هم استفاده کنید.انجمن تخصصی مرتبط با رشته خود را که قبل از ورود به کانادا در نظر گرفته اید را میتوانید با تخفیف دانشجویی عضویت پیدا کنید. کلیه همایش های تخصصی و سمینارها را با تخفیف دانشجویی شرکت میکنید. همانطوری که گفتم مثلا" انجمن معماران دارای پیش شرایطی است. یک گذراندن واحد درسی پیشنهادی آنها و دوم سابقه کار مرتبط با رشته تخصصی در کنار دیگر معماران دارای عضویت در این انجمن. پس با کمی دقت هم هزینه ها را کاهش داده و هم شرایط پیش رو را مهیا کنید. قدم بعدی حضور در همایش ها و سمینارهای تخصصی است که توسط همان انجمن ها بصورت ماهیانه و فصلی در شهر مورد اقامت شما برگزار خواهد شد، است. حضور در چنین محل هایی بدون ارتباط با دیگران بی نتیجه خواهد بود. پس لازم است قبل از ورود به چنین محل هایی کارت ویزیت بسیار ساده ای برای خود تهیه کرداید و نام و نام خانوادگی ، شماره تماس و آدرس ایمیل ( مختصر ومفید) و تیتر شغل شما بر روی آن چاپ شده است ، را با خود همراه داشته باشید. بهتر است تیترهایی از تخصص های خود را در پشت کارت هم چاپ کنید. منظورم از طرح ساده ، یعنی استفاده از سایتهای رایج کانادایی چاپ کارت ویزیت هست که معمولا" دارای طرح های گرافیکی سنگین و رنگ های مختلف نیستند، بود. سعی کنید در مواقع وقت استراحت شروع به صحبت با دیگران کنید و خود و قابلیت های خود را معرفی کنید و کارت ویزیت به آنها بدهید. از انها برای فرصتهای شغلی در محل کارشان سوال کنید و خلاصه ساکت نباشید.

(عکس از گوگل)

مورد بعدی این هست که چرا باید ریز موضوعات درسی یا سیلابس دروس را با خودتان همراه کنید. در اکثر موارد برای کوتاه کردن مسیر تحصیلی شما میتوانید با نشان دادن نمره و سیلابس درسی آنرا به عنوان کردیت وارد کارنامه درسی کرده و زمان را برای خود ذخیره کنید. مورد بسیار مهم دیگر برای آن دسته از دوستانی که تصمیم به تغییر رشته گرفتند باید عرض کنم اینجا قانون هست اگر شما بیش از 10 سال از زمان دیپلم تان سپری شده باشد باید در سیستم پیش دانشگاهی قرار گرفته و دروس تخصصی ریاضی ، زبان ، فیزیک ، شیمی و زیست شناسی را مجددا" پاس کنید. نشان دادن مدرک ،ریز نمرات و سیلابس دروس باعث خواهد شد که درگیر این قانون نشوید و براحتی مقطع دانشگاهی خود را شروع کنید.

(عکس از گوگل)

یکی دیگر از محل هایی که میتوانید برای شغل ایده آل خود جستجو کنید، نمایشگاههای کار هست که موسسات و شرکت ها و ادارات مختلف تیم های مخصوصی به اینگونه نمایشگاهها اعزام و در اکثر موارد در حین نمایشگاه رزومه گرفته و مصاحبه انجام میدهند. این موقعیت خوب را نیز از دست ندهید. کارت ویزیت و رزومه خود را به تعداد زیاد همراه داشته باشید تا در صورت امکان بتوانید در اختیار دیگران بگذارید.

(عکس از گوگل)

رشته هایی در کانادا در کالج های فنی و مهندسی قرار دارند که بصورت کاربردی برگزار میشوند. اینگونه دوره ها بدین صورت هست که کارفرما کارمند را برای یک ترم تحصیلی به دانشگاه فرستاده و ترم بعدی را در اختیار کارفرما به کار خود ادامه میدهد. یعنی فی ما بین هر ترم تحصیلی یک ترم بایستی شخص به محیط کار خود بازگشته و کار روزمره خود را انجام دهد. خیلی از شرکتهای فنی برای اینگونه رشته ها نفراتی استخدام و بر روی علم و دانش و قابلیت آنها سرمایه گذاری میکنند.Co-op نام اینگونه رشته هاست و هزینه کلی تحصیل از طرف کارفرما پرداخت میشود. کارمند هیچگونه تعهدی نداشته و حتی در زمان کار عادی خود کارفرما مبلغی از حقوق کارمند را کسر نمیکند.

(عکس از گوگل)

اما رشته های دیگری هم به نام کاربردی (Applied)خودمان در ایران وجود دارد. بدین معنی که شما تحصیلات خود را به یک مدرک لیسانس کانادایی تبدیل کرده و مدت زمان این دوره ها اکثرا" یکسال و یا دو ترم تحصیلی در دانشگاه و گذراندن دروس خواهد بود. همچنین دو ترم دیگر شخص به کار در شرکتی معرفی شده و با حقوق کار خواهد کرد که کوتاهترین راه ممکن برای تبدیل مدرک ایران به کانادایی خواهد بود. در اینگونه رشته ها کارفرماها خود اعلام پذیرش دانشجو و تعداد آنها را به دانشگاه ارسال کرده و در راحت ترین شکل ممکن دانشجو وارد سیستم تخصصی کاری خواهد شد.

(عکس از گوگل)

اما دوره های بین المللی و مدارک آنها توسط مراکز معتبر در شهرهای کانادا بصورت آنلاین و یا کاغذی برگزار میشود. جدیدا" اینگونه دوره ها دارای زمان انقضا شده و کارفرماها در هنگام پست کردن آگهی شغل از کلمه معتبر و دارای اعتبار استفاده میکنند. مثلا" دوستی که مدرک +A کامیپوتر را داشت مورد تایید شرکت نبود و مجددا" مجبور به امتحان شد. پس دقت کنید به تاریخ انقضا و یا اجباری بودن مدرک تکمیلی که به آن بروزرسانی هم میگویند. مثلا" دوستانی که در کامپیوتر مدرک ویندوز XP دارند باید همان مدرک را بصورت تکمیلی برای Windows 7 هم اخذ کنند.

(عکس از گوگل)

مدارک بین المللی در اینجا بسیار مهم بوده و به عنوان امتیاز در بین مصاحبه شوندگان در نظر گرفته میشود. اصولا" در آگهی های شغلی هم به عنوان مدرک اجباری اعلام نشده و فقط به عنوان امتیاز ذکر شده است.

اما همه و همه این مطالب برای رسیدن به مصاحبه هست. یعنی دو پست طولانی مدت من و شاید خسته کننده برای شما برای تقویت رزومه شما میباشد که در بین کسانی که برای یک شغل اقدام میکنند شانس حضور در مصاحبه را داشته باشید. با توجه به کارگاه آموزشی رزومه نویسی که با یکدیگر پشت سر گذاشتیم رزومه خود را آماده و ارسال کنید.

(عکس از گوگل)

یکی از حالتهای مصاحبه که به Cold Call معروف هست و تقریبا" هیچ یک از افراد از آن مطلع نیستند تلفن دعوت به مصاحبه هست. شما در حقیقت در بین مثلا" 1000 نفر در بین 5 نفر انتخاب شده اید. ولی آنها 3 نفر را برای مصاحبه دعوت خواهند کرد . این بدان معنی است که دو نفر در حین تماس اول که شاید 10 دقیقه هم نباشد رد میشوند. اما توصیه من به شما عزیزان این هست که اگر آمادگی صحبت تلفنی را ندارید اجازه بدهید دستگاه منشی تلفنی شما پیغام دریافت کند. اینگونه شما شانس ورود به مصاحبه حضوری را پیدا کردید. فراموش نکنید مصاحبه اول بین 3 یا 4 نفر انتخابی و مصاحبه دوم بین 2 نفر از بین افراد قبلی انجام خواهد شد. مصاحبه اول صحبت های عمومی و تخصصی بصورت درهم و برهم ولی مصاحبه دوم کاملا" تخصصی بوده و شما باید هر آنچه مدرک از کارهای قبلی دارید با خودتان همراه کنید.

(عکس از گوگل)

منظور من مدرک تحصیلی و سابقه کار نیست. مدرک انجام یک برنامه نویسی ، پروژه و ..... به عنوان مثال مثلا" شما برای مدیریت پروژه درخواست دادید و به مصاحبه اول رفته قبول شده به مصاحبه دوم میروید. یک پروژه کاملی که انجام دادید و بصورت کتابچه برای سابقه خود ( به زبان انگلیسی) نگه داشتید را به همراه ببرید. در مصاحبه دوم دو حالت ممکن است اتفاق بیافتد اینکه از شما سوال شود پروژه خودتان را برای آنها شرح دهید و آنها مرتبا" سوالهای تخصصی می پرسند و یا اینکه آنها یک سناریو به شما داده و خواستار انجام بخشی از آن خواهند شد. مثلا" دوستی پروژه خود را برای آنها شرح داده بود و در قسمت مدیریت ریسک گیرش انداخته بودند که با توجه به فرهنگ متفاوت دو کشور کانادا و ایران در کانادا موارد بیشتری به عنوان ریسک در نظر گرفته میشود. همینطور از او خواسته بودند که یک قسمت از یک پروژه را که آنها به او داده بودند انجام دهد. هم با کامپیوتر و هم توضیحات و بحث. دوستم میگفت:" امتحان مدیریت پروژه را بصورت عملی دادم نه مصاحبه!!." مثال دیگر: دوستی برای برنامه نویسی کامپیوتر اقدام کرده بود و در جلسه مصاحبه به مدت 3 ساعت بخشی از یک برنامه و دیتابیس توسط این شخص بایستی آماده میشده است. خوب فرض کنید برید مصاحبه کاغذ و قلم بدهند دستتان و بگن بسم الله. مگه نگفتی بلدی بنویس و یا اجرا کن. چه حالی خواهید شد؟

بگذریم فکر کنم مطلب را باید یک جا پایان بدهم و بهتر هست همینجا باشد. راستش فکر کردم یک پست بسیار مهم دیگری که بسیار به موضوع پیدا کردن شغل ایده آل شما کمک خواهد کرد را منتشر کنم که با اسم دیگری  بعد از این پست منتشر خواهم کرد. پس منتظر باشید.

(عکس از گوگل)

اما نکته ای به نظر من رسید که بایستی خدمت همه شما عزیزان عرض کنم. اگر من با مثال و داستان وارد مطالب شده و قصه تعریف میکنم اصلا" قصد جسارت و توهین به هیچ شخصی را ندارم. زبان مستقیم و بدون تعارفی دارم. اگر رنجیده خاطر میشوید به بزرگواری خود عفو کنید. من " شب" زبان مستقیم و بدون تعارفی دارم که بیشتر بیان تجربیات خود و دیگران را دارم و اگر مثالی زدم و داستانی تعریف کرده ام در واقع همه آنها واقعیت داشته و از نزدیک دیده ام. از نزدیک  قصه مهاجر پست قبلی را دیده ام که به کانادا امده بود. اگر از مصاحبه ها گفتم همه واقعیت داشته و از خودم مطلبی نساخته و یا تعریف نمیکنم. اگر شما جزو آندسته افرادی هستید که دارای مدرک زبان آکادمیک بوده اید و قبل از ورود به کانادا برای یک رشته در یکی از همان دانشگاههای برتر اقدام کرده اید و موفق به اخذ پذیرش نشده اید و تصمیم گرفته اید که رفتن به دانشگاه بیهوده است و به فکر دیگری افتادید، دلسرد نشوید .شما مطمئنا" میتوانید در یکی دیگر از دانشگاهها و کالج ها مشغول به تحصیل شوید و هیچ جای نگرانی ندارد.

پست مهم بعدی که متاسفانه زبان بی تعارف بیشتری در آن بکار رفته را اگر دوست داشتید مطالعه کنید.

در همین زمینه مطالعه کنید:

آشنایی با شبکه اجتماعی تخصصی و حرفه ای LinkedIn

در سمت راست به مطالب این وبلاگ رای دهید

منتظر نظرات و گلایه های شما هستم. همینجا این پایین، قسمت نظرات را باز کرده و هرچه دل تنگتان میخواهد بنویسید.