طبق روال عادی هر روز به هر زحمتی هست خودم رو به ایستگاه اتوبوس رسونده و روزنامه مترو را از جعبه مخصوصی کنار ایستگاه برمی دارم. به صفحه اول روزنامه یک نگاهی میندازم و منتظر میشم تا اتوبوس از راه برسه و موضوعاتی که به صورت خلاصه بر روی صفحه اول روزنامه درج شده را به تفسیر بخونم.

 

هنوز چند برگی ورق نزده ام که موضوع یک مقاله توجه من رو به خودش جلب میکنه."Muslims Still Face an Uphill Battle to Dispel Local Stereotypes" شروع به خواندن میکنم که ناگهان عرق سردی بر تمام وجودم سنگینی میکند. نویسنده با جرات تمام نام سه نفر که در دو فقره جداگانه باعث اذیت و آزار و تجاوز به دختران 14 و 18 ساله شده اند ، را عنوان کرده بود.

شاید دهمین بار بود که اسامی را باز میخواندم و نتیجه ای جز اینکه این نامها ایرانی هستند نتوانستم بگیرم. ای وای بر ما .... به خودم دلداری میدادم که شاید این نامها شبیه هستند ولی آخرش نتیجه همان نتیجه قبلی بود و بس.

خوب نویسنده مقاله با تیتر قرار دادن این جرم شروع به موشکافی جامعه ای با نام مذهب خاص کرده بود و ادامه داده بود که "مردهای آنها بلد نیستند با زنان به خوبی رفتار کنند" ولی نامی از ملیت این افراد هم به وسط نیامده بود.

طبق روال عادی برنامه که تا تحقیقم را کامل نکنم خیالم راحت نمی شود ، به محض پیدا کردن یک کامپیوتر شروع به جستجو کردم و متوجه شدم که "ع . ث " 25 ساله ، "ش.ر" 23 ساله و "ح .ف" 31 ساله با تشکیل یک باند فریب اینترنتی در ادمونتون دختران جویای کار و استقلال از خانواده را با پیشنهادات شغلی خوب فریب داده و پس از انتقال به ادمونتون در پارتی شبانه ای آنها را دعوت کرده و پس از آن با زندانی کردن در هتلی در جنوب ادمونتون با اذیت و آزار و تجاوز از آنها میخواسته اند که با در اختیار گذاشتن خود با دیگران درآمد کسب کرده و سهم آنها را هم پرداخت کنند. دختر دوم که از دست آنها گریخته بوده است با شکایت به پلیس باعث دستگیری آنها شده است. هنوز این برای این افراد دادگاهی تشکیل نشده است ، چراکه پلیس با انتشار نام آنها سعی بر جمع کردن اطلاعات بیشتری از موارد احتمالی دیگر میباشد که به خاطر حفظ آبرو تا کنون شکایتی نکرده اند.

من واقعا" این افراد و خانواده های آنها را نمیشناسم ولی از اینکه نویسندگانی در این محیط باز مطبوعاتی در کانادا دنبال هر فرصتی برای به وسط کشیدن دین و اعتقاد و فرهنگ دیگرانی که هیچ نسبتی هم شاید به مجرمین ندارد ، در تعجبم !!!

ولی در پایان باید بگویم که خیلی از خواندن این مقاله متاسف شدم ، که هنوز گاه و بیگاهی مسائلی باعث آزردگی خاطر مهاجرین ایرانی خواهد شد. خواندن نظرات مردم ادمونتون در زیر خبر مربوطه خیلی بیشتر از پیش روح هر ایرانی را آزرده خاطر میکند ، چراکه آنها درخواست بازگرداندن این حیوا... را به کشور اصلی شان کرده اند.

به امید اینکه جامعه ایرانی مهاجر هیچوقت و در هیچ شرایطی مورد پرسش دیگران در مورد خبرهای روز نشود.